لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 18 بهمن 1404

پایگاه خبری شاعر

ساسان جهانبین – دردل باحواجه شیراز

می سپارم دل به آن دیوانه دلداری که نیست

دست خودحس میکنم در دست آن یاری که نیست

عشقبازی درجهان کارمن است هرنیمه شب

زیر مهتابی که نورش درچمن زاری که نیست

خواب خوش برچشم خود تحریم کردم تاسحر

تامگرنازم خِرَد اما خریداری که نیست

کوک کردم ساعتم را سالیانی بی امان

تانیفتد وقفه درهنگام دیداری که نیست

میکشم درظهرتابستان به هر شکلی که هست

این تن مجروح خودرا پای دیواری که نیست

سوختم ازآتش بیداد او اما دریغ

کی شوم خاموش با ابر نگون ساری که نیست

می شمارم لحظه های عمر خودراحافظا

برلب دریای بی پایان دُرباری که نیست

بعدمرگم فاش میگردد به دست روزگار

دفترشعرمن و آن دسته اشعاری نیست

سینه پردرد ودلم خونین وسر سردرگم است

ازفراق محرم رازی واسراری که نیست

شایداین شه بیت اشعارت شود “ساسان”شبی

درمیان جمع خوبانی وسالاری که نیست


شاعر ساسان جهانبین

بخش غزل | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات