ریبوار فایق
استاد “ریبوار فایق” (به کُردی: ڕێبوار فایەق) شاعر معاصر کُرد، ساکن اقلیم کردستان است.
ایشان زادهی یکم ژوئیهی ۱۹۷۶ میلادی، در حلبچه است.
┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄
(۱)
پردهی پنجره را کنار بزن،
تا که دست و بال روشنایی،
دستی بر رخسارم بکشند.
(۲)
چقدر شیرین است،
تمام تلخیها را عسل کرده-
زنبور خیال!
(۳)
تابلوی زن،
قلمش را به دست میگیرد و میگذارد-
نقاش!
(۴)
خانه را آب و جارو کن،
هر روز کبوتر خیالاتم –
نماز آمدن را میخواند!
(۵)
کوری بینا هستم،
بیعصا هم گام بر میدارم –
به نور روشنایی تو!
(۶)
تو عاشق سنگی و
من هم ستیغ کوهم –
باغ پر از نسیم و لبخند است!
(۷)
پا به پای هم میروند،
دستشان در دست هم –
روز و شب!
(۸)
بی می مست توام،
ساز و آوازت، اصل و نسب من است –
ای فرهنگ کُردی!
(۹)
پر از گردهی گل دیدن است،
زنبورها به عسلاش تبدیل میکنند –
چشمانت!
نگارش و ترجمهی اشعار:
#زانا_کوردستانی


