روناک آلتون ۹
(۸۱)
ترانهای غمگینم!
هیچکس جرأت ندارد
که مرا به آوازی مبدل سازد…
(۸۲)
من کی بدون تو زندگی کردهام!
که اینبار
دومین بارم باشد؟!
(۸۳)
تو تمام دنیای منی،
و ساکن این دنیا،
تنها یک نفر است…
(۸۴)
تازه شدن زخم
از خود زخم دردناکتر است!
دوبارهام نکن!!!
(۸۵)
وقتی یک گل برایش میماند،
دلخوشی در او شکوفا میشود.
دخترک گلفروش سر چهارراه…
(۸۶)
میان انگشتان یخزدهاش
قاهقاه به او میخندد،
در آخرین دیدار –
با گلی سرخ!
(۸۷)
گمان کردم که گلست،
اما تیغش
در دستم به جای ماند.
(۸۸)
همراهم بود
ولی تا جایی
که تو رفتی!
(۸۹)
زنی با پیراهنی گلگلی
باغچه به باغچه
برای روزنهی پروازی میگشت
باغبان خواست بگوید که من راه پرواز را میدانم،
که دیشب مرد!
شاعر: روناک آلتون
مترجم: زانا کوردستانی


