روناک آلتون ۵
بانو “روناک توفیق محمد” (به کُردی: ڕووناک تۆفیق محمد)، متخلص به “روناک آلتون” (به کُردی: ڕووناک ئاڵتوون)، شاعر کُردزبان، زادهی سال ۱۹۷۵ میلادی، در سلیمانیه است.
(۴۱)
بدبختی از این بیشتر،
تا حرفهای نامت را بر زبان میآورم،
زبانم هزار بار میگیرد.
(۴۲)
از هزار بار پوشیدن لباس سیاه
خسته نخواهم شد،
به حرمت عشقت
نفس میکشم.
(۴۳)
چلهی تابستان،
نامت را تقویم دلم نوشتم –
ستارهی گلاویژ* سر بر آورد!
———-
* گلاویژ نام ستارهایست که در آغاز مرداد ماه معلوم است.
(۴۴)
از وقتی که کاری به کارم نداری،
دلم هم
کار نمیکند.
(۴۵)
آسمانی پر از ستارهام،
اما تو را کم دارد
ای گلاویژ پنهان من!.
(۴۶)
کم قند روحام را آب کن،
خوب نیست –
برای تندرستیام.
(۴۷)
بر روی آخرین
برگ پاییزی،
نوشتم بهار
شرمندهی درخت شدم!
(۴۸)
دلتنگیهای بهار،
برای آوازهای برگهای زرد
پاییز است.
(۴۹)
دیگر حال و احوالی برایم باقی نمانده است،
تا به من بگویی –
حال و احوالت چگونه است؟
(۵۰)
ای گنبد خراب شدهام،
چرا بر مسجدی قرار نداشتی
تا خداشناسی مؤمن بشوم؟!


