روناک آلتون ۴
(۳۱)
تا قیامت از بین نخواهد رفت،
در فرهنگ کُردها –
شناسنامهی ما زبان مادریمان است!
(۳۲)
شناسنامهی کُرد بودن،
گفتن نام کردستان بود-
موقع زبان باز کردن.
(۳۳)
در داستان عشق تو،
خیلی زود پی بردم
دوست داشتنت –
به سر میدواندم!
(۳۴)
در نبودنت،
هیچکس از گلهای نرگس سراغ نمیگیرد!
بهارت مبارک…
(۳۵)
ساکت،
قبل از هر سنگی
من از مادر زاده شدم.
(۳۶)
دست چند پروانهی را گرفت
و با خود به خانه آورد،
پیراهن گلدارم!
(۳۷)
بیتو
نفس کشیدن سخت است!
این بود آخرین احوال من…
(۳۸)
در فراق تو،
دلم شبیه جنازهای میشود.
باید دنبال قبرستانی بگردم
که او را دفن کنم.
(۳۹)
شهری در قلبم است!
ولی ویران ویران،
وقتی تو در آن نیستی.
(۴۰)
درختی هستم
پر از گناه و خطا.
دعایم کن
تا بریزند از من.
شاعر: روناک آلتون
مترجم: زانا کوردستانی


