قالب شعر: {قالب شعر:35}
دیر کردی شعر دیگر بر لبانم خشک شد
واژه پژمرد و غزل روی زبانم خشک شد
خواب باران دیدم اما یوسف تقدیر من
قحطی اش تعبیرکردوباغ جانم خشک شد
بی تو کاغذها پریشانند و در جان قلم
جوهر احساس, ای نامهربانم خشک شد
رفتنت همچون خزان زد بر درخت باورم
شاخه هایش آه بی آنکه بدانم خشک شد
عشق همچون رود جاری بود در رگ های من
دیر کردی دیگر این رود روانم خشک شد
اسمعیل خوشنویس


