گردن و گوش غـزل و مدح رابــی حـد پـیـرایـه و زیـور زدیـمبـی مر بـا بـخت در آویختـیمبا فلک سفله بسی سر زدیمسـود نـدیـدیـم ز نـوک قـلـمدست بـدان قبـضه خ…
| گردن و گوش غـزل و مدح را | بــی حـد پـیـرایـه و زیـور زدیـم |
| بـی مر بـا بـخت در آویختـیم | با فلک سفله بسی سر زدیم |
| سـود نـدیـدیـم ز نـوک قـلـم | دست بـدان قبـضه خنجر زدیم |
| خیره فرو ماند فلک زانکه ما | بـر بـت و بـتـخانه و بـتـگر زدیم |
| از قـبــل بــچـه آزر بــه تــیـغ | آتـــش در قـــبـــلـــه آزر زدیــم |
| وز پی این آهو چشمان بـاغ | بـا همه شیران جهان بـر زدیم |
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











