لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 18 بهمن 1404

پایگاه خبری شاعر

در خواب بغل ات کردم

نگران حرف هایی که در خلوت ات با من می گویی نباش باد انها را با خود آورد
در حال شنیدن شان هستم
چه حرف های قشنگی زده ایی
وایسا الان جوابت را میدهم صبر کن تا جرعه ایی از نوشیدنی گرمی که دوست داری بنوشم تا حرف هایم برایت دوست داشتنی تر بشود
نوشیدم
امروز در خواب بغلت کردم عطر ات خوشبو بود ارامم کرد ناخوداگاه لبخند روی لب هایم آورد
باهم در ساحل دریا قدم زدیم من نگران کفش هایی که برایت خریده ام بودم تا کثیف شوند اما تو خندیدی و کفشها و جوراب هایت را درآوردی از من هم خواستی که همین کار را انجام بدهم کردم هردو باهم خندیدیم دست در دست یکدیگر روی ساحل راه رفتیم. گفتی که تمام دردها و مشکلات و بیماری های ذهن و بدن با این کار به طبیعت منتقل می شود . سرم را روی شانه ات گذاشتم و تو برایم شعر جدیدات را خواندی.
باد نامه رسان بین من و تو است. امیدوارم اینبار با ترافیک برخورد نکند و حرفهایم سریع تر به گوش هایت برسد. امشب در خواب غافلگیرم کن. من هم لباس زیبا و خوشبویی می پوشم تا از بغل کردنم سیر نشوی. دوستت دارم

نویسنده : نسیم پورعیسی

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات