فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 مرداد 1403

دری به جنون

شب ها که بر حریق افق باد می وزد خاموش می نشینم چونبرف زیر ماه در من ،‌ پرندگان سیه ، بال می زنند بر بالشان ، ترشحی از خون شامگاه خواب سپید من در…

شب ها که بر حریق افق باد می وزد
خاموش می نشینم چونبرف زیر ماه
در من ،‌ پرندگان سیه ، بال می زنند
بر بالشان ، ترشحی از خون شامگاه
خواب سپید من
در زیر بال های شب آغاز می شود
از خواب من ، دری به جنون باز می شود
آنجا زنی برهنه تر از مرگ ، گاهگاه
در کوچه های حادثه فریاد می کشد
من همچنان خموشم ، چون برف ، زیر ماه

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج