دریا هورامی ۶
خانم “دریا هورامی” (به کُردی: دهریا ههورامی) شاعر، معلم، گوینده و دوبلور کُرد زبان، ساکن شهر حلبچه است.
مجموعهای از اشعار وی توسط “زانا کوردستانی” در کتابی تحت عنوان “من دریایم!” به فارسی ترجمه و منتشر شده است.
(۴۱)
بر روی پنجره
پری آبی رنگ–
یادبود خاطراتیست!
(۴۲)
خار و خاشاک،
آشیانهای را
در سایهی قلهای برفگیر–
خفه کرده بود!
(۴۳)
خورشید که ناخشنود میشود،
به دامن روز پناه میبرد–
ستاره.
(۴۴)
ماه–
عشوهی نازدانهای را دید،
بهانهگیر شد!
(۴۵)
سرپوش سفید مادر
در آسمانِ اندوه میدرخشد—
هالهی مهربانِ ماه!
(۴۶)
آخرین انار پاییز
بهانهی ترک بردن میگیرد—
حسرتی پر ز اندوه!
(۴۷)
دو دانه افتادند
از جیب فرشتهای،
ریحانه و میخک!
(۴۸)
به سویِ پیری میروم؛
سلامِ فراموشی شدنم میکند–
پایان عمر!
(۴۹)
رازهایم را که نوشتم
خودش را به تیغ مدادتراش سپرد–
مداد!
(۵۰)
برای شکستنِ سکوت،
زبانِ قلم را برید—
مدادتراش!


