لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 17 مهر 1405

پایگاه خبری شاعر
دریا هورامی ۱
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران لرستان

قالب تخصصی اشعار : شعر سپید

 دریا هورامی ۱


خانم “دریا هورامی” (به کُردی: ده‌ریا هه‌ورامی) شاعر، معلم، گوینده و دوبلور کُرد زبان، ساکن شهر حلبچه است.
مجموعه‌ای از اشعار وی توسط “زانا کوردستانی” در کتابی تحت عنوان “من دریایم!” به فارسی ترجمه و منتشر شده است.

 

 

(۱)
[مناجات]
شادیِ دل‌ ناآرامم را مخدوش نکنید،
بگذارید این رنج و بدبختی،
نفسم را به تنگ بیاورد…
زمینِ تشنه و بی‌آبم را به ویرانی نکشید،
تا که عصای آرام نگرفته‌ام،
دل‌های آسیب‌دیده را بیشتر نشکند…
آرامشِ لرزانم را بر هم نزنید،
مگذارید کابوس‌ها و سایه‌های سیاه،
روحم را به سوی مرگ سوق دهند…
خدایا! شفای بی‌پایان بباران!

ای خدای زیبا،
مرا ببخش؛
که جانشینی شایسته برای تو نبودم.
می‌دانم که تو می‌خواهی،
من در میان پایداری و آرامش،
دستاوردی والا داشته باشم؛
اما از پا افتادم و نتوانستم،
حتی برای رسیدن به کمترین‌ها نیز تلاش کنم.
شرمسارم؛
زود از پا افتادم،
من بنده‌ای استوار و فرمانبردار نبودم!

ای مهربان من!
می‌خواهم در هنگام گذار و فنا،
بخشش تو را ببینم.
پروردگارا!
خودت را از من پنهان نکن؛
که رفتن بدون تو، تنهاییِ مطلق است،
و زندگی و ماندن بدون تو، بی‌معناست.
به تو سوگند، مرا در آتش قهرت مسوزان،
تو که توانایی مرا به گرد و خاک تبدیل کنی،
و با چند قطره باران،
از هستی محو کنی…

ای آفریدگار من،
ای آفریننده‌ی هست و نیست،
من گدا و بنده‌ی چشم به دست تو هستم؛
در انتظارم،
رحمتت را بر من بباری؛
هزار بار دروازه‌ی رحمتت را بر من ببندی و
فردا باز خواهم گشت و در می‌کوبم!
جا و مکانی ندارم که پا گذرم،
قبله‌گاه تو، پناه و مأمن من است
به هیچ‌کس احتیاج ندارم جز تو،
نیازی ندادم جز نیاز مرحمت تو،
تنها لطف و عنایت تو مرا کافی‌ست
ای خالق بی‌همتا!
ایمان دارم به رحمت و گذشت تو…

ای درمانگر من!،
شکوهِ ناتوانی‌ام را به کجا ببرم؟
که تو دانای نهانی و
چاره‌سازِ حال منی!
محبوبم!،
من در درگاه آستان مهر تو،
نیازمندانه ایستاده‌ام؛
تو را می‌طلبم؛
حتی اگر نیاری به من نداشته باشی،
تو همیشه طبیب قلب بیمار منی!

ای آمرزنده،
با آن همه توانگری و بی‌نیازی،
ما را که تهیدستان هستیم، فرا می‌خوانی
ما را که لاابالی هستیم، به یاد می‌آوری
و وقتی از درد  و غم اشک می‌ریزیم
منتظرِ رحمت و مهربانی تو هستیم.
آیا کنون برای آشفتگیِ روحمان،
استجابتمان خواهی بود؟
آنجا که روحمان آرام نمی‌گیرد،
آیا سنگ صبور و مأمن ما خواهی بود؟
در میان پریشانی و درماندگی،
آیا گشایش‌گر و سرپرستمان خواهی بود؟

ای بخشنده،
تو همواره حاضری،
بدون چشم‌داشت، شکوه و عزت می‌بخشی؛
و ما که همواره غایب در محضر توییم،
با تمنا به حضور تو می‌آییم!


آثار دیگر شاعر :

توالت

نذر

خه‌م

شب

کمک

هسته

مادر

تو

اشعار شاعران

فریبا