در روز تـولـدت ، در آیـنـهات جـنـازه دیـدن
بـر آتـشِ اسـتـخـوان چـو طـوفـان دمـیـدن
یک بـرّه به گـلـهام زد ایـنبـار ، درسـت اسـت
با گـلّهی گرگان علـفخوار دریدن نه! چریـدن
فـهـمیـد سـریعـا؛ هـمیـن خـواب که ظـن اسـت
پـهـلو بـه چـپ داد و امـا ، کـه از نـو بِـکـَپـیـدن
از مـهـرِ جـهـان یـک نـخ سیـگـار به لـب داشـت
آمـادهی بـوسـیـدن و یـک بـوسـه ارزان نـدیـدن
گـفـت: این مـوی پریـشـان به دنبـال بهـانـهسـت
تـا بـاد بـیـفـتـد سـرِ زلـفـان ، بـرقصـد به وزیـدن
افـسـوس ، صـد افـسـوس کـسـی خـانـه نـدارد !
در سـیـنـه بـه جـز تـارتَـن و تـارتـن و تـار تنـیـدن
گـفـت بـاز : بـیـفـتـد نـظـرش کـاش به مـن چـون
ایـن قـنـاری به دلـش مـانـد ، فـقـط با تـو پـریـدن
گـفـت : یـک عـمـر تـلـاشـم ، چـرا بـوده بـمـیـرم ؟
با بـوسـه تـو احـیـاء کـنی بـنـده و یـکـبـار نمـردن
سـخـت اسـت ، کـه آزاد کـُنـَد بـنـد و دو بـالات
اما بـپـرد با خـودِ گرگان و تو از خـواب جهیـدن
حسین برقی | چ ِ
۱۴ شهریور ۴۰۴
[ با تشکر از سایت shaer.ir ]


