فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 14 اسفند 1402

خه خه به نام ایزد آن روی کیست یارب

خــه خـه بــه نـام ایـزد آن روی کـیـسـت یـاربآن سحر چشم و آن رخ آن زلف و خال و آن لبدر وصـف حـسـن آن لـب نـاهید چـنگ مـطـرببـر چـرخ حـسـن آن رخ خـورشـ…

خــه خـه بــه نـام ایـزد آن روی کـیـسـت یـاربآن سحر چشم و آن رخ آن زلف و خال و آن لب
در وصـف حـسـن آن لـب نـاهید چـنگ مـطـرببـر چـرخ حـسـن آن رخ خـورشـیـد بـرج کـوکـب
مـسـرور عـیـش او را این عـیـش عـادتـی غـمبــیـمــار هـجــر او را ایـن مــرگ صــورتــی تــب
نقشی نگاشت خطش از مشک سوده بر گلدامـن فـکـنـد زلـفــش بــر روز روشــن از شــب
دامـیـسـت چـین زلـفـش عـقـل انـدرو مـعـلـقجـزعیست چـشم شوخـش سحـر اندرو مرکب
گـه مـشـک می فـشـاند بـر مه ز گـرد موکـبگــه مــاه مــی نـگــارد در ره ز نــعــل مــرکــب
در پـیش نور رویش گردون بـه دسـت حـسـرتبـربـسـت روی خـود را بـشـکسـت نیش عقرب
بــردارد ار بــخـواهـد زلـف و رخـش بــه یـک رهتــرتـیـب کـفـر وایـمـان آیـیـن کـیـش و مـذهـب
در مــن یـزیـد وصــلــش جــانـی جــوی نـیـرزدای انـوری چـه لـافـی چـنـدین ز قـلـب و قـالـب

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج