خدا و پارتی شبونه
یه روز که داشتم سر کار میرفتم
خدا رو دیدم رو موتور سواره
عرض ادب کردم و گفتم خدا!
کجا میری؟گفت که میرم اداره
گفتم خدا! عجب شتابی داری!
تا ساعت اداری خیلی مونده
یه کمی با ما بی کلاسا سر کن
کلاس کاریت ماها رو سوزونده
گف که یه مدتیه سرماخوردم
فرشته ها هر چن هوامو دارن
بس که دوا گرون شده برایم
جای جوشونده آب جوش میارن
این چن روزه،بدون اطلاعم
ناکَسا من رو توی گور خوابوندن
به اسم پر کردن قبر خالی
خاک دو عالم به سرم نشوندن
دیشب که من توی اینستا بودم
یه عده تیر غم هوا می کردند
دیدم همه دمِ درِ اداره
با داد و قال، خدا خدا میکردن
کله ی صْبحی حضرت جبرئیل
رو آیفونم دیدم پیامک داده
نوشته بود خدا ! اگه نجنبی
دیگه فقط میشی یه اسم ساده
اسم تو رو چاپ میکنن رو پرچم
تا سردرِ اداره ها جا کنن
تو سایه ی اسم تو هرجا خواستن
زیرآبی ها بِرند و حاشا کنن
مرغ حَقو سر ببرن تو ایوون
چِراشو هر کی خواس بگن خدا گفت
آیه بسازن اسمتو بیارن
بگن خدا این آیه رو به ما گفت
فرشته هاتو توی گشت ارشاد
میبرن و چادری تحویل میدن
اونوقت باید بری به تایلند مگر
حالت اولی شونو بگیرن
میون آتیش خرافاتشون
بنده هاتو بسوزونن حسابی
اگه کسی کالاندولا طلب کرد
بگن که تحریمه،کجایی؟خوابی؟
بهم میگفت چند روزی که نبودم
میگن یه گاوی جای من نشوندن
یه عده شاخ شدن یه عده شاخک
زیر سْماشون همه رو چزوندن
حقیقتش برا خدا دلم سوخت
دیدم که بدجوری حالش خرابه
دلم بهم گف که دواش یه دیسکو
با چن تا پیک و جرعه ی شرابه
گفتم خدا یه امشبو با ما باش
تا حال خوب برات مهیا کنیم
روضه ی جغدا شهرو ذلّه کرده
بیا خوشی ها رو باز احیا کنیم
خدا بهم گفت که باشه قبوله
امشبو مهمون اراذل میشم
با از ما بهترون بودم یه امشب
مهمون اهلِ صاحبِ دل میشم
به اهل حال و هول پیامک دادیم
گفتیم که پارتی شبونه داریم
یه مهمون عزیز تو جَمعمونه
باید براش سنگ تموم بزاریم
شراب شیرازو سفارش دادیم
تا مستی شبونه کامل بشه
به افتخار هر چی اهل حاله
سرخوشی خدا رو شامل بشه
گفتم خدا فرشته هاشو یکجا
برای پارتی همه رو بیاره
خصوصا اسرافیلو با شیپورش
بیاره تا سنگ تموم بذاره
گفتم که عزراییلو هم بیاره
تا شادی زنده ها رو ببینه
شاید دیگه با حکم قاضی مرگ
جنازه ها کنار هم نچینه
حتی یه بار هم که شده جبرییل
خودش پیام آور مجلس بشه
پیاماشو به این و نون نسپاره
مژده رسون این مجالس بشه
حضرت میکاییلو دعوت کنیم
امور مجلسو به دس بگیره
تا شادی و طبیعت زمونه
میون اندوه جهان نمیره
مهمونای اصلی که کامل شدن
پیام دادیم به هر چی دیسکوخونه
که پارتیمون مهمون ویژه داره
دیجی فقط شاد و قشنگ بخونه
پیام دادیم به پرفسور که امشب
جراحی دلامونو ول کنه
قطعیِ برقِ پارتی رو یه امشب
زیرسبیلی هم شده کنسل کنه
سلامتی هر چی اهل حاله
پیک شرابو یه جا سر کشیدیم
یه پیک از اون هم به خدا خوروندیم
یهو همه با همدیگه پریدیم
دیدم خدا حالی به حالی میشه
وجودشو رقص و نشاط میگیره
لیپک ریلیرونو دیجی میخونه
خدا میگف برقص تا غم بمیره
حال خدا وقتی که خوب خوب شد
دیدم میگه گمپ گلم! قناری!
کاکو بازم میشه یه بار دیگه
شراب شیرازو برام بیاری!؟
گفت که فرشته ها رو گفتم برن
راستی همین شرابو لیتری چنده؟
ندیده مهرش به دلم نشسته
شرابش اینه، پس خودش چه قنده!
عمریه من تو دیسکوهای این شهر
فقط کنار این خدا می شینم
خدای روضه ها و غم رو ول کن
این جوری اونو پیداتر می بینم


