تا کنون از می لبهای کسی مست شدی؟
یاکه دیوانه چو من عاشقی در بست شدی؟
من که مجنون توام در هوس لعل لبت
تو نشان داده به انگشت و سرودست شدی؟
تشنه بردند سر چشمه و ندادند آبت
یاکه در حسرت یک جرعه زدرخواست شدی؟
هوس خواستنت عقل ز سرم برده هنوز
تو چو من با دل دیوانه ات همدست شدی؟
من چو ، آرام ، می ناب نخورده مستم
به هنر، شعر وادب ،باده ای در دست شدی؟
بی گمان راه نبردی به سرا پرده عشق
یا چو لیلاج قمار کرده و تردست شدی؟
حمید آرامیان ، آرام ، پنجشنبه 28 تیره 96
یاکه دیوانه چو من عاشقی در بست شدی؟
من که مجنون توام در هوس لعل لبت
تو نشان داده به انگشت و سرودست شدی؟
تشنه بردند سر چشمه و ندادند آبت
یاکه در حسرت یک جرعه زدرخواست شدی؟
هوس خواستنت عقل ز سرم برده هنوز
تو چو من با دل دیوانه ات همدست شدی؟
من چو ، آرام ، می ناب نخورده مستم
به هنر، شعر وادب ،باده ای در دست شدی؟
بی گمان راه نبردی به سرا پرده عشق
یا چو لیلاج قمار کرده و تردست شدی؟
حمید آرامیان ، آرام ، پنجشنبه 28 تیره 96
شاعر حمید ارامیان
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو










