گر که بار دگر از مادر خود زاده شوم
از همان روز نخست،مست می و باده شوم
بروم من ز پی صوفی شیرین سخنی
عاشقی پیشه کنم واله ودلداده شوم
دل به بندم به سخنهای عزیزی عارف
درس وپندش بدل آموزم و جوینده شوم
عشق یعنی بخدا وصل شوم،توبه کنم
از شراب ازلی خورده و پاینده شوم
بت تن را شکنم ،خاشع وزاهد گردم
باید از نور حقیقت همه آکنده شوم
بگریزم ز منیت بشوم اهل سلوک
گنه از تن به زدایم پی آینده شوم
شعر ، آرام ،بخط خوش دل پایان است
گر طریقت نگزینم زرد و پژمرده شوم
حمید آرامیان ،آرام ،۲۹ تیر ماه ۹۶
از همان روز نخست،مست می و باده شوم
بروم من ز پی صوفی شیرین سخنی
عاشقی پیشه کنم واله ودلداده شوم
دل به بندم به سخنهای عزیزی عارف
درس وپندش بدل آموزم و جوینده شوم
عشق یعنی بخدا وصل شوم،توبه کنم
از شراب ازلی خورده و پاینده شوم
بت تن را شکنم ،خاشع وزاهد گردم
باید از نور حقیقت همه آکنده شوم
بگریزم ز منیت بشوم اهل سلوک
گنه از تن به زدایم پی آینده شوم
شعر ، آرام ،بخط خوش دل پایان است
گر طریقت نگزینم زرد و پژمرده شوم
حمید آرامیان ،آرام ،۲۹ تیر ماه ۹۶
شاعر حمید ارامیان
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











