تبریز در کامم بریز ان باده ی لبریز را
کاری بکن یاد آورم ان عارف شب خیز را
کاری بکن یاد آورم ان عارف شب خیز را
من در شب تار تو بس آزردم این دل در قفس
راهی نما تا بشکنم غم های حزن انگیز را
ای خانه ی شمس دلم مولای رومت گشته ام
دستی بگیر و ده نشان ان شام سِحر امیز را
تا کی به دنبالت فتد این قمری زار دلم
همت بکن سازَش رها این مرغ حلق اویز را
در خواب دیدم من به تو چون شهریاری دیگرم
لطفی نما تعبیر کن این خواب بهت انگیز را
گشته است تهران گونیه اشراقی جان دلم
خواهم نهادن پشت سر دریای هول انگیز را
مست وخمارت گشته ام از ساغر خاقانیت
در طبله ی خود جای ده این عود عطر امیز را
بس کن “غریب”این شطح را کم باف آزارم مده
مردم به چشم جان خَرد گفتار روح انگیز را
#غریب
#تبریز
تهران جمال زاده 95
حسین یوسفی رزین “غریب”
شاعر حسین یوسفی رزین
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











