خیال روی تو در خاطرم در آویزد چو کودکی که به دامان مادر آویزد ز انتخاب فرومانده ام، که عشق و عفاف دو کفّه یی ست که با هم برابر آویزد چه التفات به اشکم…
خیال روی تو در خاطرم در آویزد چو کودکی که به دامان مادر آویزد ز انتخاب فرومانده ام، که عشق و عفاف دو کفّه یی ست که با هم برابر آویزد چه التفات به اشکم کنی، که مستان را چه غم دو قطره ی می گر ز ساغر آویزد چو ابر تیره حسودم، روا ندارم چرخ ز بام غیر تو را همچو اختر آویزد به خانه گذر چه اسیرم، خیال من با توست درخت بارور از بام و در سر آویزد سحر به دامن یادت سرشک من آویخت چو شبنمی که به دامان گل درآویزد.
گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج
منبع : درج











