جای خالی تو
من با جای خالی ات ،هروز تنها میشوم
با سکوت صندلی ،سرگرم نجوا می شوم
پشت بغض پنجره ،با یاد تو درگیر غم
خیره بر اَبر و سکوتِ تلخ دنیا می شوم
استکان چای ،سرد و قاب عکسِ روی میز
در سکوتی سرد و مبهم،رنگ شبها می شوم
این من و این صندلی مانده حضور گرم تو…
گر نیایی امشب از در، غرق فردا می شوم


