قالب شعر: تک بیت
ماهیان و میهمانان در سه روز
هر دوتاشان بوی گندی می دهند
ماهی ای را نگرفته از آب
ابداً سرخ نباید بکنی
تفاوتی نکند بهر اسب کور که تو
سری تکان بدی یا که چشمکی بزنی
در وجود یک اسب نابینا
جرئت و جربزه خطرناک است
اسب اگر مشتاق کار و زحمت است
تا به حد مرگ در کارش کشند
مرد بین قول دادن تا عمل
دخترش را نیز شوهر می دهد
برای بلع گیلاسی رسیده
دهانی حاضر و آماده داری
یه زن برای تو کلاً دو روز خوب می آره
یکیش روز عروسی، یکیش روز وفاتش
آخرین عضو زن که می میرد
موقع مرگ وی، زبان وی است
سوءتدبیر را عموماً با
سرنوشت اشتباه می گیرند
قسمت هر بچه ای یک عالمه
از دعای خیر مامان وی است
بیش تر از خود شیطان رجیم
کار از دست زنی ساخته است
ارزش پول چو خواهی که بدانی چون است
سعی کن قدری از آن را ز کسی قرض کنی
تو در باتلاقی نخواب و بگو
خدایا، بیا و به دادم برس
ابلهی خرت و پرت خود را با
برج لندن عوض نخواهد کرد
من به دست تو چماقی داده ام
تا تو با آن کله ام را بشکنی
اندکی زین و اندکی هم زان
جمع وقتی شود همان هیچ است
کلفت و آشپز آن وقت که دعوا بکنند
کره این بین مشخص بشود چی شده است
کسی که بداند که تو کیستی
تو را هیچ موقع نخواهد خرید
گربه وقتی خجالتی باشد
موش رویش زیاد خواهد شد
زور بی خود نزن که دیگربار
چرخ را از نو اختراع کنی
هرکه پندارد که لابد قادر است
دیگری را پند و اندرزی دهد
دو همین الآن و یک یک خردۀ دیگر
جمع وقتی می شود، یک ساعت و نیم است
مهم این نیست که جدت کی بود
تو بگو شخص خودت چی هستی؟
ادب و تربیت تو داری، لیک
با خودت هیچ جا نمی بری اش

