قالب شعر: تک بیت
(1)
یک عالمه حرف بر زبانت جاری است
وقتی سبب زر زدنت روشن نیست
(2)
گفت ماهیتابه دیگی را که آه
دور شو از من، مرا کردی سیاه
(3)
تو دریا را ستایش کن، ولیکن
همین جا روی ساحل باش فعلاً
(4)
هر کسی در پیش خود دارد گمان
سهم مغز او سر است از دیگران
(5)
او که می خواهد سر یک سال گردد پولدار
او سر شش ماه خواهد رفت بر بالای دار
(6)
هر زمان خود را کثافت کرد مرد
خوک ها او را لگد خواهند کرد
(7)
تو به هر حیله و ترفندی و با هر کلکی
از دم خر نتوانی که بسازی الکی
(8)
سخن های دل انگیز و خوشایند
غذای گربه ای هرگز نگردند
(9)
کله ای خالی و رویی دلنشین
غالباً هستند یارانی قرین
(10)
هر کسی هنگام باران زیر سقفی باشد او
گر بجنبد او ز جایش هست یک خنگ ببو

