فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 12 اسفند 1402

تا کی؟

لیلی محمدی

جغرافی از کی دوری ات را طرح غم زد
تاریخ تا کی بی تو بودن را رقم زد

در سرزمین قلب تو عشقی ست سرکش
شاید خود او بین دلها را بهم زد

در تو چنان پوسیده ام انگار دنیا
از ابتدا نقش مرا نقش عدم زد

در بستر بغضم نمی دیدی که باران
پهلو به پهلویم تو را تا صبحدم زد

کی می شود از اقتدارت تکیه گاهی
از عشق روی شانه ی کوهت علم زد

بازخم هایت زنده ماندم تا بیاید
روزی کنار هر دم تو بازدم زد….
.
.
.
.
.
.
.
وقتی

در این مجال تنگ

حتی قطره ایی بر من نمی خندی

خدا می داند…
دلواپسی هایم
تا کجاهای شب

پریشان قدم می زنند..
دلتنگی های عمیقم
از حوصله ی خدا هم

سر رفته اند!

لیلی

بخش غزل | پایگاه  خبری شاعر


منبع: سایت شعر ایران