لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 18 مهر 1405

پایگاه خبری شاعر

داستان:

به رنگ درد ، به بوی واژه

زندگی، واژه‌هایش را آسان به من نبخشید. هر جمله، از دل زخمی گذشته است و هر شعر، تکه‌ای از روزهایی‌ست که کسی صدای شکستنشان را نشنید.
گاهی زیر بار نان شکستم، گاهی زیر بار درد، و گاهی غم، آن‌قدر آرام بر شانه‌هایم نشست که خیال کردم دیگر هیچ صبحی، نام مرا صدا نخواهد زد. اما ماندم… نه چون نیرومند بودم؛ ماندم، چون هنوز دلی بود که باید برایش می‌نوشتم.
شاید امروز پرکارتر از همیشه باشم، شاید خسته‌تر، شاید ضعیف‌تر؛ اما زندگی، مرا با نوازش بزرگ نکرد. مرا شکست، تا ایستادن را یاد بگیرم. من از میانِ ترک‌های خودم قد کشیده‌ام.
نمی‌دانم چند نفر با واژه‌هایم لبخند زده‌اند، چند نفر بی‌صدا اشک ریخته‌اند، یا چند دل با شعرهایم اندکی آرام گرفته است. هیچ‌گاه نپرسیدم. تنها می‌دانم هر بار که دنیا از شنیدن خستگی‌هایم روی برگرداند، قلم، بی‌صدا کنارم نشست و کاغذ، شانه‌ای شد که وزن اندوهم را تاب آورد.
گاه آن‌قدر درد بر سپیدی کاغذ ریخته‌ام که خودِ کاغذ، تاب اندوه نیاورده و زیر انگشتانم مچاله شده است؛ انگار او هم از حملِ غم‌های من خسته شده باشد.
می‌گویند شاعر باید از دل مردم بنویسد؛ و من سال‌هاست که از دل مردم نوشته‌ام. اما کمتر کسی از خودش پرسیده است: دل شاعر را چه کسی می‌نویسد؟ چه کسی شب‌هایی را دیده که شاعر، واژه‌ها را یکی‌یکی از میانِ اشک‌هایش بیرون می‌کشد تا مبادا اندوه خودش، امید دیگران را خاموش کند؟
می‌گویند شاعر، فرصتِ عاشقی ندارد. شاید راست می‌گویند… زیرا گاهی درد، عاشقانه‌تر از عشق است. گاهی تنهایی، صادق‌تر از هزار آغوش، دستِ آدم را می‌گیرد. من همیشه از عشق ننوشته‌ام؛ گاهی از زخمی گفته‌ام که نامی نداشت، از سکوتی که بلندتر از هر فریادی بود، و از انسانی که پشتِ لبخندش، آرام‌آرام فرو می‌ریخت.
بنویس ای قلم… تا جوهرت هنوز بوی خونِ دل می‌دهد، بنویس. بگذار زندگی هر روز تکه‌ای از مرا با خود ببرد. شاید رسالت من همین باشد؛ شکستن، برای آنکه مرهمی بر زخم کسی شوم که هرگز او را نخواهم شناخت.
اگر قرار است روزی چیزی از من به یادگار بماند، نه نامم باشد و نه تصویرم؛ بگذار چند واژه باشد که شبی، دستِ انسانی خسته را بگیرد و آرام در گوشش بگوید: «تو تنها نیستی… کسی پیش از تو، همین درد را زندگی کرده است.»
و اگر بهایِ قوی شدن، شکستن باشد… من سال‌هاست که هر روز، تکه‌ای از خودم را می‌شکنم تا شاید شعرهایم، پناه دل‌هایی باشند که دیگر توان گریستن ندارند.

آثار دیگر نویسنده :

Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : نویسندگان خوزستان

قالب تخصصی داستان : رمان