قالب شعر: {قالب شعر:35}
به راه عشق غم و رنجِ بیقراری هست
فراق هست، تب و تاب و آه و زاری هست
اگر چه سوخته جانیم، از شرارهٔ شب
شنیده ایم که صبح امید واری هست
برای روشنی چشمهای آدینه
دعای ندبه و آئین غمگساری هست
هلال رویت اگر نیست روشنایی چشم
غم تو هست و زلال شب انتظاری هست
اگر که شبنم سردی به چین پیشانیست
زبان گشوده بگوید که شرمساری هست
کمر به قتل زمین بسته تازیانه ظلم
عجیب نیست اگر بی تو زخم کاری هست
محمد صادق بخشی


