به نام آفریدگاری که به قلم سوگند سرود
.
بسترِ آغوشِ تو، چون خانهی من میشود،
چشمِ قلبم، با صفای مهر، روشن میشود
.
آتشِ مهرت، به جانم، چون زبانه، میکشد،
داغتر، جامِ دلم، از هرچه گلخَن میشود
.
پرتوی میافتد از: «امّید»، بر شورِ نهان
حسّ جانم، بهترین احساسِ یک زن میشود
.
میشود در من شکوفا، وجد و حالِ تازهای
در دلم، هردم محبّت، پرتوافکن میشود
.
بوسه بوسه، مهربانی، از لبانِ غنچهات
نقشِ گلهای عطش، دامن به دامن میشود
.
زایشی پرمهر میگیرد دلم، با بوسهات
التهابِ بغض، در قلبم، سترون میشود
.
باش تا هموارگیهای تپشهای جنون
چون که دل، با بودنت، زیبا چو گلشن میشود
.
شاعر: زهرا حکیمی بافقی (کتاب نوای احساس)
.
دکلمه: نعیمه توکلی
…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…*

