باد رحمت، به گل آراییِ بُستان آمد
زنده شد خاک، چو باران به بیابان آمد
باد رحمت، به گل آراییِ بُستان آمد
خبر از گل چو که بر جمعِ هَزاران آمد
سرِ هر کوی، بسی بلبلِ خوشخوان آمد
باز گردید طلسمات، زِ گنجینه ِِ پُر از گوهر
چون به مخروبه یِ ما خسروِ خوبان آمد
نورِ امید چه زیبا دلِ ظلمت بشکافت
چون که بر گمشدگان، ماهِ درخشان آمد
عرصه بس تنگ بر اهریمنِ شیطان آمد
اسم اعظم چو که با نامه یِ رحمان آمد
فصلِ افسردگیِ باغ به پایان آمد
چون که خورشید به پیکار زمستان آمد


