فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 14 اسفند 1402

ای کرده در جهان غم عشقت سمر مرا

ای کرده در جـهان غـم عـشـقـت سـمر مراوی کـرده دسـت عـشـق تـو زیر و زبـر مـرااز پای تا به سر همه عشقت شدم چنانکدر زیر پـای عـشـق تـو گم گشـت سـر مراگر …

ای کرده در جـهان غـم عـشـقـت سـمر مراوی کـرده دسـت عـشـق تـو زیر و زبـر مـرا
از پای تا به سر همه عشقت شدم چنانکدر زیر پـای عـشـق تـو گم گشـت سـر مرا
گر بـی تـو خواب و خورد نبـاشد مرا رواستخود بی تو در چه خور بود خواب و خور مرا
عـمـری کـمـان صـبـر همـی داشـتـم بـه زهآخـر بــه تــیـر غـمـزه فـکـنـدی سـپــر مـرا
بــاری بــه عـمـرهـا خـبــری یـابــمـی ز تــوچـون نیست در هوای تـو از خـود خـبـر مرا
در خـون من مشـو که نیاری بـه دسـت بـازگـر جــویـی از زمـانـه بــه خـون جــگـر مـرا

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج