ای جانِ جهان، مستِ تماشای تو هستم
دیوانهی شور و غمِ چشمان تو هستم
هر لحظه به سودای تو از خویش رهیدم
سرگشتهی آن حلقهی زلفان تو هستم
در خلوت شب، خواب ندارم ز خیالت
بیدار چو مهتاب در آغوش تو هستم
در شعر و غزل، نام تو باران به بهار است
بارانزده، غرق گلستان تو هستم
ای اوج دلانگیزی و افسونگریِ عشق
سرمست ز یک بوسهی پنهان تو هستم
✍️یعقوب پایمرد ✅ زَلَقی


