فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 12 اسفند 1402

ای از بنفشه ساخته گلبرگ را نقاب

ای از بـنفـشـه سـاخـتـه گلبـرگ را نقـابوز شـب تـپـانـچـه هـا زده بــر روی آفـتـاببر سیم ساده بیخته از مشک سوده گردبــر بــرگ لــالــه ریـخــتــه از قـ…

ای از بـنفـشـه سـاخـتـه گلبـرگ را نقـابوز شـب تـپـانـچـه هـا زده بــر روی آفـتـاب
بر سیم ساده بیخته از مشک سوده گردبــر بــرگ لــالــه ریـخــتــه از قــیـر نـاب آب
خـط تـو بـر خـد تـو چـو بـر شـیر پـای مـورزلـف تـو بــر رخ تـو چـو بــر مـی پــر غـراب
دارم ز آب و آتـــش یــاقـــوت و جـــزع تـــودر آب دیـده غـرق و بـر آتـش جـگـر کـبــاب
در تـاب و بــنـد زلـف دلـاویـز جـان کـشـتجــان در هـزار بــنــد و دل انـدر هـزار تــاب
گه دسـت عـشـق جـامه صـبـرم کند قبـاگــه آب چــشــم خــانـه رازم کــنـد خــراب
چون چشمت از جفا مژه بـر هم نمی زندچشمم به خون دل مژه تا کی کند خضاب
هـم بــا خـیـال تـو گـلـه ای کـردمـی ز تـوبـر چشم من اگر نشدی بـستـه راه خواب
ای روز و شــب چـــو دهــر در آزار انــوریتـرسـم کـه دهر بـاز دهـد زودت این جـواب

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج