لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 18 بهمن 1404

پایگاه خبری شاعر

امیرپیام نجفی زاده – کهنه شراب

تـو همـانی که از او عشـق طلب میکـردم
ولی افسوس دگر شور و شرر نیست تو را

مانده ام سخت که شبهای پر از تشویشت
همـدم و بوسـه به لبها کنـون کیست تو را

رفته ای، لیک به خواب شب من می آیی
می شود فاش بگویی چه دلیلی ست تو را؟

آنقـدَر فتنـه به شهـر ریختـه ای با چشمت
داده اند فتنه گران نمره ای چون بیست تو را

لحظـه ای که خبـر مـرگ مـرا میشنــوی
کاش میشد که ببینم که چه حالیست تو را

بی شک آن روز، تو شادان شوی و میخندی
چونکه از عاطفه و عشق سرابیست تو‌ را

ما که با دیـدن روی تـو چنـان مست شدیم
در لب و کاسه‌ی خون، کهنه شرابیست تو را

کهکشـان دل من، منتظــر هالـه‌ی تـوست
صورتِ نقره ای و ماه و فروغیست تو را

امیرپیام نجفی زاده


شاعر امیرپیام نجفی زاده

بخش غزل | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

آخرین اخبار شعر و ادبیات