دشمـن نشِنیـد نالـه و فریـادم
من محسنم و مرد نجف آبادم
من محسنم و مرد نجف آبادم
چون شیر باِستادمُ و خود میبینی
در بنــدم و از رعشـه ی تــن آزادم
از رستم و سهراب چِه کم دارم من؟
با غیــرتـمُ و ز خــاک ایــــران زادم!
در دیـده ی مـن دلاوری ها پیــدا
ترس است ولی به دیده ی جلادم
مـن درس به فرزنـدِ علی(ع) دادم پـس
من را چو حسین(ع)، بوده است استادم
یک وقت شکایتی به زینب(س) نبری
مــادر تـو نگویی که چـه شـد اولادم
گفتم که دوباره هم مرا میبینی
میبینی و جنت شده است میعـادم
گر رفتم و بر نگشتم اینبار،بجاش
با مـرگ خود عکس یادگاری دادم
#امیرعلی_حسنی_پور
۹۶/۰۵/۱۹
تقدیم به دلاور مدافع حرم شهید والا مقام #محسن_حججی
شاعر امیرعلی حسنی پور
بخش غزل | پایگاه خبری شاعر
منبع: شعر نو











