قالب شعر: {قالب شعر:35}
امواج گیسویت
با طلوع خنده ات دریا خروشان می شود
صخره با امواج گیسویت پریشان می شود
تا تو می آیی به گلشن غنچه ها گل می دهند
مرغ باغ از دیدنت مست و غزلخوان می شود
تا نگاهم می شود ماتِ نگاه شرجی ات
ساحل سوزان قلبم غرق باران می شود
برق چشمان تو آتش می زند جانِ مرا
آفتاب از شرمِ چشمان تو پنهان می شود
می وَزَد تا چین زُلفت سمت دریای دلم
ساحلِ چشمان من درگیر طوفان می شود
چون مسیحا بر تن پوسیده ام تا می رسی
پیکر بی جانم از نو صاحب جان می شود
ساحل ارامعشق سخت میگیری چرا؟
رد شدن از این تلاطم با تو آسان می شود
#بهناز خدابنده لو


