راهی شدم در جاده های پشت پرچین
در جاده ای پنهان شده با برف سنگین
شاید به دنبال کسی با یک بغل عشق
دنبال تفدیر خودم دنبال تسکین
جاپای تنهایی من حک می شود باز
در بی عبوری های راهی درد آذین
هر جا کسی همراه من در یک قدم شد
بر جان من آویخت با دستان چرکین
چون هر دعا یک کوره راه تازه زایید
نومید چون موسی شدم در وقت نفرین
در انعکاس عکس خود در ماه دیدم
شب پرسه های روح را با مرغ آمین
با این نشانی کاش جون “من” را بیایی
یکه سوار خسته ی افتاده از زین


