لوگو پایگاه خبری شاعر www.shaer.ir

فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 15 مهر 1405

پایگاه خبری شاعر
اسعد لرزاده
Uploaded Image

موقعیت در نقشه ادبی : شاعران لرستان

قالب تخصصی اشعار : شعر سپید

 اسعد لرزاده


(۶)
دل من خوب می‌داند
که هر روز چند نفر
در آفریقا
بر اثر گرسنگی می‌میرد،
در فلسطین
چند تن به حبس انداخته می‌شود،
و یا در کردستان
چند تن به دار کشیده می‌شوند…
دل من خوب می‌داند
جدای از این‌ها
چندین نفر دیگر هستند که
از زور گرسنگی و حبس و اعدام
تفنگ به دست گرفته‌اند.

(۷)
رهگذری هستم
که زمزمه‌ی زندانیان توان قدم‌هایم‌ست،
و نور خورشید، توشه‌ی راهم.
من به سوی سپیده‌دم گام بر می‌دارم
هرچقدر هم این راه دور و دراز باشد.
هزاران مرتبه هم در این راه زمین بخورم
برای من خوشایند است
تا زمانی که
آن سوی افق
می‌توانی سیاهی را از هم بپاشی…

(۸)
زیبای دلکش نازک اندامم!
چنان می‌پنداشتم
تو را رها کنم
زمین خالی از عشقی پاک خواهد شد.
اما اکنون در این کوهستان
در پناه هر صخره و سنگی
دو عشق گلویم را می‌فشارد
عشق به تو و عشق به وطن!
و آن دو عشق انگشتانم را
بر ماشه‌ی تفنگم می‌ساید و
با نخستین شلیک
دشمن را از پا می‌اندازد.

(۹)
عزیزم!
اگر پریزاد شعر
احساسات قلب و روحم را عیان می‌کند
خواندن شعر هم
باید خونم را به جوشش در آورد!
اگر قلم هم، زیبایی‌ها تو را توصیف کند
نباید همسایه هم
بر شب‌ناله‌های من معترض شود.

(۱۰)
عزیزم!
خوب می‌دانم که غم،
دروازه‌های شادی را بر رویت بسته است و
آلام هستی را می‌چشی.
چه چیزی از دست من بر می‌آید؟!
ای کاش تلمبه‌ای می‌شدم
و تمام دردهایت را از وجودت می‌کشیدم
عزیزم!
گاهی اوقات به خودم می‌قبولانم
که به سرنوشت اعتماد کنم
وگرنه اگر به مبارزه و جنگیدن بود
می‌توانستم آسمان و زمین را
همچون کف دست تو
نرم و صاف کنم.


آثار دیگر شاعر :

توالت

نذر

خه‌م

شب

کمک

هسته

مادر

تو