اراده
منم آن آسیا سنگی که گِرد محورش چرخد
ولی قدرت به چرخیدن به لطف دیگری دارد
تفاوت دارم امّا من،به لطف عقل و هوش خود
مگر بشناسم ایزد را،که ما را پر توان سازد
اراده حاصل الطاف یزدان است و شکر آن
به هر صاحب شعوری لازم است آن را که بگذارَد
تفاوت دارد انسان با همه مخلوق در هستی
همین عقل و شعور او،تفاوت را پدید آرَد
اگر یزدان لقب داده،به انسان اشرف مخلوق
لزوم برتری اینکه،خودش را نیک بشناسد
اگر شد این مهم حاصل،به حق هم می شود آگه
و این هر دو به پای هم،مرا بر بندگی خواند
قیاس ابتدای شعر،تهی گردیده از معنا
مقام”اشرف مخلوق”روا باشد که پندارد
بگیر آصف تو راهِ بندگی را همچنان در پیش
که این اوج مقام است و پیمبر هم بر آن نازد


