فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 2 اسفند 1402

ابراهیم خوانساری

ابراهیم خوانساری
ابراهیم خوانساری

نفس بدون تو از هوا سیر است
ببین که هوایم چقدر دلگیر است
برای آنکه که نفس کشیده تو را
هوای بهشت هم نفس گیر است
چه زود ز خاطر خود برده ای مرا
مرا که جانم به چشم تو گیراست
آهای بلبل ، های گل چه می کنید
بهانه گیرشده،با تمام باغچه درگیراست
بدون تو این لحظه ها تلخند
در عنفوان جوانی دلم پیر است
مرا خیال چنین بود که صید من هستی
نگاه کردم و دیدم دلم به زنجیر است
تمام شهر را با نبودت به هم زدی
برس به داد دلم بی وفا دیر است