فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 5 اردیبهشت 1403

آهاي آهاي آي بچه جان،عباس یمینی شریف

آهاي آهاي آي بچه جان

آهاي آهاي آي بچه جان

در كوچه‌ها سنگ نپران

سنگ بزني سر بشكني

خدانكرده ناگهان

سر كه شكستي شر و شر

خون مي‌ريزه از جاي آن

صاحب سر داد مي‌زنه

آي پاسبان آي پاسبان

مي‌برنت كلانتري

به ضرب و زور و كش‌كشان

آن جا تو را حبس مي‌كنند

بين تمام حبسيان

نه خواب خوش كني دگر

نه اين كه داري آب و نان

از پدرت پول مي‌گيرند

به اسم جرم يا كه زيان

تا بجهي ازين بلا

كندي تو هفت دفعه جان

مخر براي خود ستم

سنگ نپران سنگ نپران

یکی ازآموزگاران مدرسه شان که سواد چندانی نداشته و بعضی وقت ها کلمات را غلط تلفظ می کرده و اشتباهات خود را هم نمی پذیرفته است؛ وقتی از روی این شعر می خوانده نَپَران را نِپران(بر وزن تهران) تلفظ می کند.بچه ها معنی نِپران را می پرسند و او جواب می دهد سنگ ِ نِپران ، سنگی است در آفریقا !!!گویا آن معلم، حتی معنای شعر را هم متوجه نمی شده است.هنوز هم بعد از گذشت سالیان دراز، هر وقت پدرم به یاد آن معلم می افتد، این خاطره را برایمان تعریف می کند. پس چه بهتر که معلمان با آمادگی کامل و تسلط کافی بر درس و تهیه ی یک طرح درس جامع و کامل سر کلاس حاضر شوند تا چنین خاطراتی در ذهن همکاران و دانش آموزان شکل نگیرد و از آنها با عنوان بی سواد و کم سواد یاد نشود. اما غرض از ذکر این موضوع آن بود که یادی بکنیم از شادروان عباس یمینی شریف، شاعر خوب کودکان سرزمینمان که یاد و خاطره اش در ذهن همه ی ما نقش بسته ومخصوصاًاین شعر او از یادمان نمی رود:

ما گل‌هاي خندانيم

فرزندان ايرانيم

ما سرزمين خود را

مانند جان مي‌دانيم

• • •

ما بايد دانا باشيم

هوشيار و بينا باشيم

از بهر حفظ ايران

بايد توانا باشيم

عباس یمینی شریف