فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 6 تیر 1403

آسمان ابری است ! از آفاق چشمانم بپرس / حسین منزوی

آسمان ابری است ! از آفاق چشمانم بپرس

ابر بارانی است … از اشک چو بارانم بپرس

کشتی دل در کف ِ امواج غم خواهد شکست

نکتـه را از سینه ی سرشار طوفانم بپـرس

در همـه لوح ضمیرم هیچ نقشی جز تو نیست

آنچـه را می گویم از آیینه ی جانم بپـرس

آتـش عشقت به خاکستر بدل کـرد آخرم

گـر نداری باور از دنیای ویـرانم بپرس

پـرده در پرده همه خنیانگـر عشق توام

شور و شوقم را از آوازی که می خوانم بپرس

در شب هجـر تو می سوزد چراغ هستی ام

آتش جان مــرا از شعـر سوزانم بپرس

جــز خیالت هیچ شمعی در شبستانم نسوخت

باری از او گــر نپرسی از شبستانم بپرس

چون شفق از گریه چشمانم به مـوج خون نشست

چند و چـون را اینک از آفاق چشـمانم بپرس

شاعـــر : حسین منزوی