فرهنگی، هنری و ادبی

امروز : 3 اردیبهشت 1403

آرایش مجلس تویی، مجلس بیارا هر زمان

آرایـش مـجــلــس تــویـی، مـجــلــس بــیـارا هـر زمـاننقل و شرابـی زان دو لب پیش آر ما را هر زمانزینـسـان کـه بـر هر مـوی تـو از نفـس خـود در غـیرتـمآ…

آرایـش مـجــلــس تــویـی، مـجــلــس بــیـارا هـر زمـاننقل و شرابـی زان دو لب پیش آر ما را هر زمان
زینـسـان کـه بـر هر مـوی تـو از نفـس خـود در غـیرتـمآنجا که گستاخی ست این بـاد صبـا را هر زمان
چـون عـاشـقـانـت را نمـانـد از نـقـد هسـتـی مـایه ایتـاراج سـلـطـانی مکـن مـشـت گـدا را هر زمـان
جان می رسد هر دم به لب، دانی که باری نیست آنجـان تـو، کـافـزون تـر کـنـم نـرخ بـلـا را هر زمـان
چـون از تـو مـی آید بـلـا یک جـانـسـت، ور بـاشـد دگـربـر نـار دسـتـوری مـده چـشـم وغـا را هـر زمـان
ای ســر، بــه زودی خــاک شـو، پــیـش در آن نـازنـیـنبـو کـز طـفـیـل نـازنـین بـوسـیـم پـا را هـر زمـان
گــر چــه نـیـرزم از رهـش گــردی، تــو، ای بــاد صــبــامی گو سلام چشم من، آن خاک پا را هر زمان
گـر نـیـسـت بــاران کـرم، سـنـگـی بـبــار، ای آسـمـانتـا چـنـد بـاز آرم تـهی دسـت دعـا را هـر زمـان!
خـسـرو، اگر عاشـق شـدی از تـیغ عذرش خـواه بـستـا چـنـد آری بـر زبـان آن یـک خـطـا را هـر زمـان

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج